الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )
110
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )
او را كشت . قبلا به اين مطلب اشاره شد كه دينورى از ابن السكيت استفادههاى فراوان كرده بود و عادتا شاگرد تحت تأثير عقايد و آراء استاد خود قرار مىگيرد و از طريقهء او پيروى مىكند . مؤيد ديگر شيعه بودن او مطلبى است كه خود در كتاب اخبار الطوال آورده است كه خلاصهاش اين است : هارون الرشيد دو پسر خود امين و مأمون را كه نوجوان بودند احضار كرد ، اصمعى هم در آن جلسه حاضر بود و به فرمان هارون الرشيد از آنها مطالبى مىپرسيد و آنها هم جواب مىدادند ، پس اصمعى زبان به ستايش و مدح آنان گشود ، رشيد آن دو را به سينهاش چسبانيد و سپس به آنها اجازهء مرخصى داد و از ديدگانش اشك سرازير شد ، چون امين و مأمون از حضور رشيد بيرون رفتند رشيد گفت چه خواهيد كرد اگر ببينيد اين دو باهم دشمنى مىكنند و به جان يكديگر مىافتند و خونهاى بسيارى ريخته مىشود به طورى كه بسيارى از زندگان آرزوى مرگ خود را مىكنند ؟ اصمعى گفت : اى امير المؤمنين آيا اين پيشآمد را منجمان در موقع ولادت آنان پيشبينى كردهاند يا مطلبى است كه علما دربارهء آنها گفتهاند ؟ هارون الرشيد گفت : آرى علما از اوصيا ، و اوصيا از انبيا اين مطلب را دربارهء آنها نقل كردهاند ؛ گويند مأمون در دورهء خلافت خود مىگفت كه هارون الرشيد اين مطالب را از موسى بن جعفر ( ع ) شنيده بود و ازاينرو آن مطالب را بر زبان مىآورد . نقل چنين حديثى و اشاره به اوصيا و نسبت آن به امام موسى بن جعفر ( ع ) ، اين همه مىرساند كه دينورى از روحيهء تشيع برخوردار بوده است و غير شيعه چنين مطلبى را نقل نمىكند ؛ به علاوه در جاهاى ديگرى از اين كتاب روح تشيع او آشكارا نمايان است . محمد سباعى حفناوى در كتاب خود به نام ابو سفيان بن حرب به اين مطلب اشارهاى كرده در آن تصريح مىكند و مىگويد : ابو حنيفهء دينورى صاحب كتاب الاخبار الطوال از قدماى مورخانى است كه تمايلات تشيع داشتهاند . » « 1 »
--> - جان نثارى مىكرد . روزى متوكل از او پرسيد : آيا حسنين را بيشتر دوست مىدارى يا دو فرزند مرا ؟ گفت : من ، تو و فرزندان تو را حتى با غلام على ( ع ) قنبر برابر نمىدانم . متوكل برآشفت و دستور داد زبان او را از كام بيرون كشيدند و غلامان خليفه او را به بدترين صورتى كشتند . ويراستار ( 1 ) - كتاب ابو سفيان بن حرب ، ص 17